آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - تأليفات شيعه در شبه قاره هند - صادقى محسن

تأليفات شيعه در شبه قاره هند
صادقى محسن


تأليفات شيعه در شبه قاره هند: معرفى ١٢٥٠٠ كتاب از مؤلفين شيعه هند و پاكستان و بنگلادش, به ١٧ زبان: اردو, فارسى, عربى, هندى, گجراتى, بنگالى, بلتستانى, سندى, پنجابى, كشميرى, دكنى, سرايكى, سواحلى, انگليسى, فرانسوى, سوئدى, نروژى; سيد شهوار حسين نقوى امروهوى هندى, انتشارات دليل ما, قم, تابستان ١٣٨٤, رحلى, ٩٤٥ص. درآمد
جامعه شيعه با صدها ميليون معتقد كه در اقليم هاى جهان پراكنده است در ايران و عراق و شامات و شبه قاره تراكم جمعيتى بيشترى دارد. اين چهار منطقه به عنوان چهارپاره مهم از پيكره تشيع, قطب اجتماعى فرهنگى شيعه را با ساز و كارهاى ويژه تشكيل مى دهد و با پشت سر گذاشتن فراز و فرودها در پانزده قرن از نظر جامعه شناختى, سازمانى اجتماعى با شالوده ها و پيوندهاى خاص و از نظر فرهنگى داراى كارنامه اى پربار است.
يكى از كار ويژه هاى جامعه شيعه, ابداع روشى براى معرفى كارنامه علمى آن است. در دوران هاى مختلف كه شيعيان به رسانه هاى تبليغى دسترسى نداشته اند, از طريق اطلاع رسانى فهرستى به معرفى فرهنگ تشيع و چهره هاى فرهيخته شيعه و آثار علمى آنان پرداخته اند. اين اطلاع رسانى دو سطح مهم دارد: يكى سطح عمومى كه با نشريات عمومى و روزنامه ها پوشش داده مى شود و ديگرى سطح نخبگان و فرهيختگان كه با نشريات تخصصى يا فهرست نگارى تحقق پيدا مى كند.
اين فهرست ها دو نتيجه در پى داشته و دارد: نخست نقش تبليغى و دفاع از مذهب و دوم كاركرد درون مذهبى براى تحكيم و گسترش ارتباطات در جامعه شيعه. اثر حاضر از فهرست هايى است كه با چنين اهدافى تدوين شده و با در نظر گرفتن موقعيت شبه قاره هند اهميت مضاعف مى يابد, چرا كه بزرگان شيعه در حوادث تلخ و خونبار اين منطقه خط مشى فرهنگى را برگزيده اند.
آنان اولاً به شبهه شناسى پرداخته اند و ردّيه هاى عليه شيعه را نقادى كرده و پاسخ داده اند و ثانياً به فعاليت هاى اثباتى و ايجابى و معرفى قوت هاى فرهنگ غنى و پربار شيعه پرداخته اند. اين خط مشى پيامدهاى مثبت فراوانى براى شيعه به ارمغان آورده و بالاترين فرايند آن معرفى فرهنگ و تمدن شيعه در سطح جهانى است كه تأثير آن ابدى بوده و در ابعاد گوناگون خود را نشان داده است.١

* * *

(شبه قاره هند) از جمله مناطقى است كه اسلام به آسانى در آن راه يافت و در فرهنگ و تمدن آن تأثيرى عميق گذاشت. در طول چهارده قرن تحولاتى در بُعد فرهنگى اسلامى هند رخ داده, كه جايگاه خاص تشيع درخشان ترين و بارزترين وجهه آن است. شناسايى آثار بر جاى مانده از علماى شيعه در دوران هاى مختلف اين كشور هدفى است كه مؤلف كتاب پيگير آن بوده و كتابش را با عنوان تأليفات شيعه در شبه قاره هند تقديم دنياى فرهنگ شيعه كرده است. رشد علوم اسلامى در شبه قاره هند
با ظهور اسلام و گسترش سريع آن, تحولى جاودانه در تاريخ بشر به وجود آمد. پيشرفت سريع اسلام در نقاط مختلف جهان بيشتر مرهون معنويتى بود كه در فرد فرد پيروانش پديد آورد. هر كجا اسلام راه يافت نشانه هاى فراموش نشدنى از خود بر جاى گذاشت و پديده هاى معنوى و ارزش هاى والاى انسانى را عينيت بخشيد.
اگرچه فرمانروايان مسلمان به صورت فاتحين به سرزمين هند وارد شدند, ولى جامعيت اسلام موجب پذيرش و استقبال هنديان از اسلام و مسلمين گرديد و زمينه اى به وجود آمد كه نه تنها اسلام در سرزمين هند پيشرفت سريع پيدا كرد, بلكه مسلمانان حدود هشتصد سال بر شبه قاره هند فرمانروايى كردند و هند به صورت يكى از پايگاه هاى اسلام و علوم و فنون اسلامى درآمد.
عشق و علاقه بعضى سلاطين مسلمان به فرهنگ و ادب اسلامى و احترام آنان به علما و دانشمندان, نشانگر اين واقعيت در طول تاريخ تمدن و فرهنگ اسلامى هند است. فرمانروايان هند با ساختن بناهاى عظيم و تأسيس مدارس و تقدير از علما و تشويق طلاب, فرهنگ و تمدن اسلامى را در سراسر هند بسط دادند. قرن هشتم آغاز بسط علوم اسلامى در هند
در زمان سلطنت (محمد شاه تغلق) (٧٢٥ ـ ٧٥٢ق) تنها در دهلى هزار مدرسه كوچك و بزرگ براى طالبان علم وجود داشت و در هر مدرسه ده ها طلبه به فراگيرى علوم اسلامى مشغول بودند. در كنار اكثر مدارس كتابخانه هايى نيز براى استفاده مدرسين و طلاب بنا گرديده بود, كه براى نمونه آثار مدرسه فيروز شاه تغلق در كنار حوض خاص در دهلى تاكنون پابرجاست.
در آن ايام فراگيرى علوم و فنون اسلامى تنها منحصر به مدارس نبود, بلكه مساجد نيز آموزشگاه هاى علوم اسلامى بودند و در كنار بيشتر مساجد كتابخانه هاى عمومى وجود داشت. سلاطين مغول و علوم اسلامى
در ميان حكومت هاى اسلامى هند, سلاطين مغول بيشتر به فنون و علوم اسلامى علاقه نشان مى دادند. ظهير الدين محمد بابر (٩٣٧ق) سر سلسله مغول در هند مردى صاحب فضل بود و شعر مى سرود.
وى كتابخانه اى عظيم در قصر خود برپاى كرد و علما و هنرمندان را از گوشه و كنار براى رونق كتابخانه اش دعوت كرد. شدت ذوق و علاقه بابر به مطالعه آن قدر بود كه شب ها پس از فراغت از امور سلطنتى براى مطالعه به كتابخانه مى رفت و تا پاسى از شب به مطالعه مى پرداخت و گاه در همانجا به استراحت مى پرداخت. وى داراى خطى زيبا بود و ابتكارى در خط به وجود آورد كه به خط بابرى شهرت يافت. مورخين تعداد كتب كتابخانه بابر را ٥٢٢٤٠٠ ثبت كرده اند.
در زمان سلطنت همايون (٩٣٧ ـ ٩٦٣ق) فرزند بابر, به علت شوق شاه به علوم ادبى, مجالس بزرگ علمى و ادبى در گوشه و كنار كشور و در حضور همايون برپا مى شد. وى از هفت تالارى كه به نام هفت ستاره بزرگ براى پذيرايى از ميهمانانش بنا كرده بود, دو سالن به نام هاى زهره و مشترى را براى ملاقات با علما و دانشمندان و هنرمندان اختصاص داده بود. همايون اكثر اوقات فراغت را در كتابخانه شخصى خود در پورانا قلعه (قلعه كهنه) به مطالعه مى گذراند.
در ١٧ ربيع الاول سال ٩٦٣ق, هنگامى كه همايون براى اداى نماز مغرب از كتابخانه خارج مى شد از پله ها به زير افتاد و همان باعث مرگ وى شد. عمارت كتابخانه وى تاكنون در قلعه كهنه موجود است. اوج فرهنگ اسلامى هند در قرن دهم
نمايان ترين دوره رشد فرهنگ و تمدن اسلامى در هند در زمان جلال الدين محمد اكبر (٩٦٣ ـ ١٠١٤ق) پسر و جانشين همايون بود. وى هر چند خود در زمينه معارف و فنون اسلامى در رتبه پدرانش نبود, ولى عشق و علاقه اى وافر به علوم و فنون مختلف داشت.
همچنين وجود بزرگانى چون ابوالفضل بن مبارك (١٠١١ق) و برادرش فيضى (١٠٠٤ ق) و ملا فتح الله شيرازى (٩٩٧ق) و قاضى نورالله شوشترى (٩٥٦ق) و ابوالفتح گيلانى (٩٩٧ق) و عبدالرحيم خان خانان (١٠٣٦ق) زمينه توسعه فرهنگ و هنر اسلامى را بيش از هر زمان به وجود آورد. اكبرشاه نه تنها كتابخانه اسلافش را وسعت داد, بلكه با كاردانى و تشويق وى كتابخانه هاى زيادى را وزيران و درباريانش تأسيس كردند.
عبدالرحيم خان خانان كتابخانه بزرگى تأسيس كرد و از سراسر جهان اسلام علما, هنرمندان, خطاطان و نقاشان را براى همكارى و رونق كتابخانه دعوت نمود. بهبود ميرزا خطاط و برادرش ميعلى خوشنويس و شجاع شيرازى استاد خط ثلث و نسخ و ملا عبدالرحيم هروى ملقب به عنبرين قلم و محمد حسين خطاط هر كدام مدتى در كتابخانه خان خانان خدمت كردند.
از ميان استادانِ تصوير دو برادر به نام هاى يمان نديم و ميان فهيم بودند كه بيشتر كتاب ها به دست اينان تزيين مى شد. محمد امين خراسانى در جلد سازى عنوان سرپرست را داشت و گروهى با وى همكارى مى كردند. محمدامين از مشهد مقدس به هند مهاجرت كرده و مدت ها در خدمت كتابخانه بود و ماهانه براى وى چهارصد روپيه حقوق مقرر گرديده بود.
شاعره مشهور سلمه سلطانه (خواهرزاده همايون كه مادرش گلرخ بيگم بود) كتابخانه اى داشت كه اكثر نسخ آن از نوادر بود. از كتابخانه هاى مهم ديگر اين دوره, كتابخانه منعم خان سپهسالار در جونپور, كتابخانه نور جهان بيگم در دهلى و كتابخانه فيضى در فتح پور سيكرى (اكبرآباد) را مى توان نام برد.
در كتابخانه فيضى علاوه بر تأليفاتش كه حدود صد و ده جلد بود, ٤٦٠٠ نسخه نادر هم نگهدارى مى شد. نواب نور النساء بيگم آن قدر شيفته كتاب بود كه ديوان كامران را به قيمت سه مهر طلا خريدارى كرد. اين نسخه تاكنون در كتابخانه خدابخش در پتنه موجود است و بر صفحه اول آن اين عبارت ديده مى شود: (سه مهر طلا قيمت اين خزانه است. نواب نور النساء بيگم). كتابخانه هاى اسلامى هند در قرن يازدهم
در زمان حكومت پادشاهان بعد از اكبر چون جهانگير (١٠١٤ ـ ١٠٣٧ق) و شاهجهان و اورنگ زيب نيز كتابخانه هاى عمومى و خصوصى تأسيس شد. جهانگير در سفرها كتابخانه شخصى اش را با خود حمل مى كرد. وى در سفرش به گجرات, هنگام ملاقات با علما و دانشمندان به آنان كتاب هديه كرد.
زيب النساء (١١١٤ق) شاعره اى خوش ذوق بوده و شعر مى سروده است. كتابخانه شخصى وى داراى كتب متعدد در زمينه ادب و اخلاق بوده و به امر وى كتاب هاى زيادى در زمينه معارف اسلامى تأليف و ترجمه گرديده است, از جمله اين كتاب ها تفسير فخر رازى٢ است كه ملا صفى الدين آن را به فارسى ترجمه كرد و زيب التفاسير نام نهاد, همچنين كتاب انيس الحجاج به دستور وى تأليف گرديد.
پس از ارتحال اورنگ زيب, دستگاه حكومت مغول به علت اختلافِ فرزندانش رو به ضعف نهاد. از ميان پادشاهان اين سلسله پس از مرگ اورنگ زيب, بهادرشاه ظفر, محمدشاه (١١٣١ق) و شاه عالم ثانى ذوق و شوق علمى و ادبى داشتند. سلطنت شيعه در دكن
ييوسف عادل شاه كه معاصر شاه اسماعيل اول صفوى (٨٩٥) است حكومت شيعيان را در بيجاپور بسط و رونقى تمام داد و در زمينه هاى علمى و ادبى و اخلاقى كارهاى مهمى انجام داد. يوسف عادل شاه از دوستان نزديك شاه حيدر صفوى پدر شاه اسماعيل صفوى سر سلسله دودمان صفويه به شمار مى رفت.
او به سبب كارآيى و حسن تدبير به صورت يكى از مقربان و نزديكان ملك نظام شاه بهمنى درآمد, تا آنجا كه نزد وى از مقام رفيعى برخوردار شد و به جايى رسيد كه يكى از پادشاهان بهمنى با دختر خردسال يوسف ازدواج كرد. وقتى عمال بهمنى سر به استقلال برداشتند يوسف عادل شاه پرچم استقلال را در سرزمين بيجاپور برافراشت.
او در آغاز استقلال, خطبه روز جمعه را به نام امامان دوازده گانه(ع) خواند و شهادت به ولايت اميرالمؤمنين(ع) را بر اذان افزود و اين جريان در سال ٩٠٤ق روى داد. در واقع يوسف عادل نخستين كسى است كه خطبه به نام دوازده امام را در هند مطرح كرد و در ترويج تشيع كوشيد. حكومت شيعه در (اوده)
همزمان با ضعف حكومت مغول ها در دهلى به سال ١٢٣٤ق سعادت خان برهان الملك پس از رفع غائله در ايالت اوده به فرماندارى اين منطقه منصوب گرديد. وى شهر فيض آباد را مركز فرمانروايى خود قرار داد. برهان الملك مردى علم دوست و از سادات نيشابور بود.
اقتدار سعادت خان برهان الملك و ضعف دولت مركزى باعث شد ايالت (اوده) به صورت منطقه اى خود مختار درآيد. با تأسيس حكومت اوده و خاموش شدن چراغ علم و دانش در دهلى, ايالت اوده مركز علما, دانشمندان و مهد علوم و فنون اسلامى گرديد. در زمان آصف الدوله يعنى سومين نسل از اولاد برهان الملك, شهر (لكنهو) پايتخت اوده شد.
آثار حكومت اوده به افراشتن پرچم تشيع در هند منحصر نبود, بلكه عامل و انگيزه اى قوى براى پايدارى تشيع در هند و علوّ منزلت آن و نشر معارفش گرديد. آنان به اقامه مجالس عزاى حسينى و بناى حسينيه ها و مساجد و مدارس و ساختن ابنيه اى شبيه مشاهد ائمه(ع) به طور مفصل اقدام كردند. آصف الدوله مردى عالم و علم دوست بود. وى داراى طبعى ظريف بود و به ادب فارسى عشق مى ورزيد و شعر فارسى مى سرود. ديوان اشعار او تاكنون دو بار در هند به چاپ رسيده است. در زمان حكومت آصف الدوله ده ها كتابخانه در سراسر ايالت تأسيس گرديد و علما و دانشمندان از سراسر هند و جهان اسلام به اين منطقه روى آوردند.
ميرعبداللطيف خان شوشترى كه در سال ١٢١١ق به لكنهو سفر كرده درباره خدمات آصف الدوله به علم در سفرنامه اش مى نويسد:
سه لك (سيصد هزار) كتب منتخب خوش خط پاكيزه كه بر هر صد مجلد يك نفر گماشته بود در كتابخانه او ديدم و اكثر آنها را به رفاقت خان به تدريج سير كردم. از اقسام فنون و اصناف علوم, عربى و فارسى و انگريزى, نظم و نثر, تاريخ و ديوان در آنها بود و قطعات زيبا به قلم خوش نويسان اولين و آخرين تصاوير مصوِّران ايران و هند و روم و فرنگ آن قدر داشت كه به عمرى از ديدنشان فراغ حاصل نمى شد. مجلدات بسيارى از كتب علمى را ديدم چون شرايع و مدارك و مسالك و مفاتيح و كشكول و بعض مجلدات بحارالانوار كه همه به خط مؤلفين بودند. از كسى كه كتابخانه در تحويل او بود شنيدم كه هفتصد جلد كتاب علمى به خط مصنفين بوده و از كتابخانه سلاطين تيموريه بعد از تخريب سلطنت به دست او افتاده است. الحق آن همه خزائن و دفائن و اسباب طلا و جواهرى كه داشت معامله با عشر عشير كتابخانه او نمى كردند.٣ كتابخانه هاى سلطنتى اوده
از ميان پادشاهان اوده واجد على شاه (١٢٦٣ ـ ١٢٧١ق) استعداد و علاقه بيشترى به مباحث علمى و ادبى داشت, به طورى كه تعداد تأليفاتش از نثر و نظم به ٤٦كتاب و رساله مى رسد.
كتابخانه سلطنتى در عهد وى داراى دويست هزار جلد كتاب در زمينه هاى مختلف فرهنگ و معارف اسلامى بود. وى در اولين سال حكومت خود دستور داد فهرستى از كليه كتاب هاى مورد نياز كتابخانه سلطنتى تهيه شود. پس از تهيه ليست كتب, فرمانى به شرح زير صادر كرد:
از كتب فهرست مفصله ذيل, هر نسخه كه لغايت بيست و چهارم اين ماه (ذيقعده) روز پنجشنبه سنه ١٢٦٣ق نزد محمد حسين مهتم مطبع سلطانى در تكيه شاه فصيل بر مكانش برسد همان وقت به شرط پسند, قيمتش خاطر خود بايع داده شود.
به دنبال فرمان واجد على شاه مبنى بر خريد كتب, شعرا قطعه هاى ادبى درباره اين كار سرودند و از جمله آن قطعه اى بود كه كرامت على متخلص به اظهر در ماده تاريخ اين فرمان سرود:
پيش هر صاحب معلى شأن
سير اين نسخه فرحت انگيز است
در سن عيسوى بخوان اظهر
اشتهار كتب دل آويز است
١٨٤٨م

با صدور اين فرمان, صدها نسخه ديگر به كتابخانه سلطنتى افزوده شد.
پس از تسلط انگليس بر ايالت اوده و تبعيد واجد على شاه آخرين فرمانرواى اوده به كلكته, كتابخانه ها نيز چون ديگر وسايل به يغما رفت. مسيح الدين خان كه همراه مادر و برادر واجد على شاه براى اعاده حق حكومت به واجد على شاه در لندن به سر مى برد, درباره مظالمى كه عمّال انگليس به پادشاهان اوده روا داشته اند كتابى به چاپ رسانيد. از جمله نكاتى كه وى به آن اشاره كرد مسئله كتابخانه سلطنتى بود كه فرماندهان انگليسى تعداد زيادى از كتاب هاى آن را با خود بردند و بسيارى از كتاب ها به علت بى توجهى تلف گرديد.
كتابخانه هاى شبه قاره و سرنوشت آنها
كتابخانه ها در دوران تسلط انگليس
با تسلط كامل انگليس بر ايالت اوده و قتل و غارت مردم شهرها به دست بيگانگان كه انگليسى ها آن را ايام غدر (١٨٥٧م) ناميدند, كتابخانه ها نيز چون اموال دستخوش حوادث گرديد. با بركنارى مسئولان و مديران كتابخانه ها و روى كار آمدن افراد نالايق, موجب بى نظمى در كتابخانه ها فراهم آمد و تعداد زيادى از كتب به علت بى توجهى, فقر يا رفتار ددمنشانه عمال انگليس تلف گرديد. اشپرينگر شرق شناس و فهرست نگار نسخه هاى خطى كتابخانه هاى شاهان اوده در سفرنامه اش مى نويسد:
مدير كتابخانه شاهى تعدادى از كتاب هاى نفيس و كمياب را به قيمت يازده هزار روپيه فروخت و هزينه عروسى دخترش را از اين راه تأمين كرد.
همچنين كتاب هاى نادر و نفيسى كه در معرض ديد انگليسى ها بود انتخاب و به انگلستان ارسال گرديد و باقيمانده كتاب هاى نفيس تا سال ١٨٥٧م از هند خارج شد. تلاش علما براى حفظ كتابخانه ها
آنچه از دستبرد حوادث روزگار و يغماگرى انگليسى ها باقى ماند, كتابخانه هاى شخصيت هاى علمى و بزرگانى بود كه با انگليس و سلطه آن بر هند مخالف بودند. آنان در ايامى كه باقيمانده كتب كتابخانه هاى سلاطين در كنار معابر به صورت كيلويى به فروش مى رسيد, با فروش وسايل زندگى خود ـ حتى زيور آلات زنان ـ بسيارى از كتب را از خطر نابودى نجات دادند. تعداد زيادى از نسخ خطى در كتابخانه هاى علما و بزرگان ديده شده كه مهر شاهان اوده (امجد على شاه و واجد على شاه) بر آنها ثبت گرديده است.
در پى خروج انگليسى ها از هند و استقلال اين كشور و تأسيس كشورى جديد به نام پاكستان, بسيارى از مسلمانان به پاكستان مهاجرت كردند. از اين پس مدارس علوم اسلامى و كتابخانه هايى كه محل بحث علمى و مسائل اسلامى در هند بود رونق خود را از دست داد.
بدين گونه تعداد زيادى از كتابخانه هايى كه از دستبرد انگليس ها محفوظ مانده بود, اين بار به دست مسلمانان به قيمت ناچيزى فروخته شد و بازار دلال هاى كتب خطى از كشورهاى مختلف رونق گرفت.
همچنين تعداد بى شمارى از كتاب ها تلف و طعمه موريانه گرديد. اما پس از آن همه حوادث كه بر ميراث فرهنگى اسلامى در هند وارد گرديد, هنوز در كتابخانه هاى بزرگ و كوچك اين كشور پهناور هزاران نسخه خطى وجود دارد كه در ميان آنها صدها نسخه به خط مؤلفان بزرگ به چشم مى خورد. علامه امينى در كتابخانه هاى هند
هنگامى كه علامه امينى براى چهار ماه از كتابخانه هاى هند ديدن كرد, چنان مشغول مطالعه بود كه وقتى به نجف اشرف بازگشت و طلبه اى درباره آب و هواى گرم هند از ايشان سؤال كرد, فرمود: (من در اين مدت توجهى به آب و هوا و اين گونه مسائل نداشتم). در يادداشت هايى كه از اين عالم بزرگ بر جاى مانده ارزش اين كتابخانه ها معلوم مى شود. اين مرد بزرگ تا آنجايى كه ممكن بود از كتب نفيس استفاده كرد و در بعضى موارد از نسخ نادر استنساخ نمود, زيرا از آينده اسفبار اين كتابخانه ها به خوبى مطلع بود.
علامه امينى در سفرنامه خود آمارى از كتابخانه هاى هند را كه مشاهده نموده به اين شرح آورده است:
١. كتابخانه ناصريه لكنهو: ٣٠٢٠٠٠ نسخه خطى و غير خطى;
٢. كتابخانه مدرسة الواعظين: ٢٠٠٠٠ نسخه با مقدارى خطى نفيس;
٣. كتابخانه سلطان المدارس: ٥٠٠٠ نسخه با مقدارى خطى منحصر به فرد;
٤. كتابخانه ممتاز العلماء: ١٨٠٠٠ نسخه و بيش از اين تعداد خطى;
٥. كتابخانه فرنگى محل: ٩٠٠٠ نسخه و ٤٠٠٠ نسخه خطى;
٦. كتابخانه ندوة العلماء: ٦٠٠٠٠ نسخه;
٧. كتابخانه اميرالدوله: بيش از ١١٠٠٠٠ نسخه. كتابخانه نواب روهيله
در زمان سلطنت محمد شاه تيمورى در دهلى, منطقه (روهيله) در دست يكى از نوابان به نام حافظ رحمت الله خان بود كه از ارادتمندانِ خاندان رسالت بود و به علما و سادات و دانشمندان احترام خاصى مى نمود.
در سال ١١٨٨ق/١٧٧٤م نواب شجاع به روهيله حمله كرد و حافظ رحمت الله خان را به قتل رساند, از جمله غنائمى كه وى با خود به لكهنو برد كتابخانه بزرگ نواب روهيله بود.
پس از حمل كتابخانه به لكهنو, مدتى كتاب ها در كتابخانه سلطنتى بود و سپس عمارتى براى حفاظت آنها در محله توپخانه در نظر گرفته شد. عمارت كتابخانه از ملحقات (رزيدنسى) مشهور به (بيلى گارد) محل اقامت فرماندهان و سفيران انگليس بود. كتابخانه در طبقه دوم اين عمارت قرار داشت و لذا توجه خاصى به كتاب ها نمى شد. اشپرينگر درباره اين كتابخانه مى نويسد:
تمام كتاب ها در صندوق ها بدون حفاظت قرار داده شده و مجموع اين صندوق ها به چهل عدد مى رسد. كتابخانه ممتاز العلما
از ميان كتابخانه هاى بزرگى كه در اواخر سلطنت فرمانروايان در لكنهو تأسيس شد دو كتابخانه از دو مجتهد اين شهر بود كه به كتابخانه علامه ميرحامد حسين صاحب عبقات الانوار و كتابخانه ممتاز العلما سيد محمد تقى معروف شد.
سيد محمدتقى فرزند سيد العلماء سيد حسين در سال ١٢٣٤ق در شهر لكنهو متولد شد و علوم اسلامى را نزد پدر و عموى خود سيد محمد سلطان العلماء فرا گرفت. وى در سن ٢٨ سالگى به رتبه اجتهاد نايل آمد و از پدر و عموى خود اجازه دريافت كرد.
سيد محمدتقى يكى از تأليفاتش را به محضر شيخ محمد حسن نجفى صاحب جواهر الكلام فرستاد. صاحب جواهر با ديدن كتاب, اجازه اجتهاد همراه با يك دوره از جواهر الكلام را براى وى فرستاد.
سيد محمدتقى در سال ١٢٥٩ق براى تدريس علوم اسلامى به مدرسه سلطان المدارس دعوت شد و از طرف امجد على شاه فرمانرواى اوده به وى لقب (ممتاز العلماء) و (فخر المدرسين) داده شد. مفتى محمد عباس شوشترى در اوراق الذهب مى نويسد:
أكبرهم في الهدى والسداد وأبرعهم في الفقه والاجتهاد وذوالفكر المتين والرأى الوزين, فخرالفضلاء والمدرسين, التقي المتقي السيد محمد تقي أعلى الله قدره ونوَّر بدره, أحدث مني سناً وأقدم فضلاً منّاً.
مولانا سيد آقا مهدى در كتاب خود تاريخ كاخونچكان ورق, كتابخانه ممتاز العلماء را چنين معرفى كرده است:
كتابخانه ممتاز العلماء مجموعه اى از كتب اسلامى در زمينه هاى مختلف تفسير, فقه, حديث, كلام و مناظره است كه بيشتر نسخ موجود در اين كتابخانه از نوادر نسخى است كه در كشورهاى ديگر به زحمت به دست مى آيد. از جمله نسخ نادر اين كتابخانه تفسير كامل ثعلبى است كه تاريخ كتابت آن حدود صد سال پس از وفات مؤلف است. همچنين صحيفه سجاديه به خط شهيد اول٤, تفسير منبع عيون المعانى و فقه رضوى منقول از نسخه اصل و صدها كتاب و نسخه ديگر از جمله نفايس اين گنجينه بزرگ اسلامى است. در سال ١٨٥٧م كه ميراث فرهنگى اسلامى توسط انگليس ها به غارت مى رفت به اين كتابخانه نيز حمله شد, اما غارتگران نتوانستند از اين گنجينه كتابى خارج كنند. مجموعه نسخ موجود در كتابخانه تا سال ١٣٥٠ق ٤٢٤١ نسخه بوده است. كتابخانه ناصريه
امروزه كتابخانه ناصريه يكى از گنجينه هاى علمى و دينى در خاورميانه به شمار مى آيد. بانى اين كتابخانه عظيم علامه جليل سيد محمد قلى پدر علامه ميرحامد حسين ـ رحمة الله عليهما ـ است. وى علاوه بر تأليفات متعدد در زمينه فرهنگ اسلامى, اقدام به تأسيس كتابخانه اى بزرگ جهت استفاده علما و محققين و پژوهشگران نمود و در زمان حياتش اين كتابخانه را وقف اولاد خود كرد. پس از رحلت علامه سيد محمد قلى فرزند برومندش علامه ميرحامد حسين كار پدر را دنبال كرد و همزمان با تأليف و تصنيف و تصحيح و ترتيب كتاب هاى پدر به توسعه كتابخانه نيز پرداخت.
وى براى تأليف دائرة المعارف اعتقادى بزرگ شيعه, عبقات الانوار, نياز به منابعى داشت كه در هند به آسانى به دست نمى آمد, لذا همراه برادرش سيد اعجاز حسين صاحب كتاب كشف الحجب والاستار براى تهيه اين كتاب ها به اكثر كشورهاى اسلامى سفر كرد و با خريد صدها كتاب بر توسعه اين ذخيره علمى همت گماشت. ايشان علاوه بر سفرهاى مكرر به مناطق مختلف, كتاب هاى مورد نظر را به يارى دوستانش نيز تهيه مى كرد.
مجموعه نامه هايى كه علامه مير حامد حسين درباره تهيه كتب اسلامى به علما و بزرگان ساير بلاد نوشته, نمايانگر عشق و علاقه و همت اين مرد بزرگ است. وى تا جايى كه ممكن بود سعى در تهيه اصل نسخ داشت و اگر ممكن نمى شد افرادى را براى نسخه بردارى به محلى كه كتاب در آنجا بود اعزام مى كرد. سيد محمد سعيد فرزند برومند علامه ناصر حسين(ره) در گوشه اى از خاطراتش درباره كتابخانه مى نويسد:
علامه ميرحامد حسين مدت زيادى در تلاش براى تهيه كتاب الرد على المتعصب العنيد بود. بعدها معلوم شد كه نسخه اى از اين كتاب در يكى از كتابخانه هاى معروف ديده شده است. وى نامه اى به حاج ميرزا حسين نورى صاحب مستدرك الوسائل نوشت٥ و پس از حدود بيست سال موفق به تهيه نسخه اى از آن كتاب ـ كه در دو جزء بود ـ گرديد.
پس از رحلت علامه ميرحامد حسين توليت كتابخانه به فرزندش علامه سيد ناصر حسين تفويض گرديد. در زمان تصدى ايشان كتابخانه رونقى بيشتر يافت و در محل كتابخانه نيز تغييرات اساسى به وجود آمد و عمارتى بزرگ براى كتابخانه آماده گرديد و كتاب ها به محلى كه تاكنون به كتابخانه ناصريه مشهور است منتقل شد. اين كتابخانه داراى بيش از سى هزار كتاب است, كه حدود پنج هزار نسخه آن را كتاب هاى خطى تشكيل مى دهد و اكثر نسخ خطى اين كتابخانه از نوادر است. كتابخانه مدرسة الواعظين
مدرسة الواعظين يكى از بزرگ ترين مدارس علوم دينى شيعه در هند است. مؤسس اين مدرسه آيت الله سيد نجم الحسن نجم العلماء امروهوى بوده است. اين مدرسه داراى كتابخانه بزرگى براى استفاده طلاب و مدرسين شامل ٢٥٠٠٠ نسخه خطى و چاپى است. كتابخانه راجه محمودآباد
راجه اميرحسن خان مردى عالم و فاضل بوده و كتابخانه اى تأسيس كرده كه دلالت بر ذوق علمى وى دارد. پس از فوت امير حسن اميرالدوله پسرش راجه محمدعلى محمد خان به جاى پدر نشست. وى علاوه بر تعليم علوم دينى با علوم جديد آشنا گرديد.
پس از سلطه انگليسى ها كه فروغ علم و دانش در مركز علوم اسلامى هند شهر لكنهو به خاموشى مى گراييد و تمام ثروت علمى و اسلامى به يغما مى رفت, كتاب هاى زيادى را راجه محمدعلى خان خريد و به اين كتابخانه منتقل كرد, از جمله كتابخانه مفتى محمد عباس, كتابخانه خطيب بزرگ سبط حسن و بعضى ذخائر نفيس ديگر را كه در معرض تلف بود, از اطراف و اكناف خريد و در كتابخانه اش گنجاند.
در ابتدا اسم اين كتابخانه را (كتابخانه سقراط) نام نهادند. پس از مدتى اين كتابخانه به (مكتبة الحسينية) نام گذارى شد و هم اكنون به (كتابخانه راجه محمودآباد) مشهور است. تعداد كتاب هاى موجود در اين كتابخانه حدود هشتاد هزار نسخه است, كه از اين تعداد حدود ٢٥٠٠ نسخه خطى است. نسخه هاى خطى در محل اقامت خاندان ايشان در قيصر باغ لكنهو نگهدارى مى شود و نسخ چاپى تاكنون در كتابخانه بزرگ ايشان در قلعه محمود آباد محفوظ است. كتابخانه رضا
كتابخانه رضا در رامپور يكى از بزرگ ترين و غنى ترين كتابخانه هاى هند به شمار مى آيد كه مملو از كتاب هاى علوم شرقى است, به ويژه نسخه هاى خطى عربى, فارسى, اردو, تركى, پشتو, سانسكريت و هندى بسيارى در آن وجود دارد و در كنار اينها تعداد كتاب هاى چاپى به زبان هاى اروپايى و شرقى و هندى هم كم نيست.
كتابخانه رضا سابقه دويست ساله دارد و بنيانگذار آن نواب فيض الله خان بهادر (١٢٠٨ق) است. در زمان نواب محمد سعيد خان بهادر كتابخانه توسعه پيدا كرد و نواب مزبور در پيشبرد آن سعى فراوان كرد. در همين زمان محل جداگانه اى براى كتابخانه در نظر گرفته شد و براى كتاب هاى آن مهرى ساخته شد و روى كتاب ها ثبت گرديد. صورت مهر چنين است: (هست اين مهر بر كتب خانه, والى رامپور فرزانه, ١٢٦٨ق).
نواب محمد سعيد خان با جمع آورى نسخه هاى خطى نادر و كمياب, خوشنويسانى مانند ميرزا غلام رسول و ميرزا محمد حسن را ـ كه دو برادر بودند و در خط نسخ مهارت داشتند ـ از كشمير به رامپور فراخواند و به كار نسخه بردارى از كتاب ها مأمور ساخت.
پس از آن, خوشنويسان از دور و نزديك به رامپور آمدند و در كتابخانه مشغول به كار شدند. پس از نواب محمد, يوسف على خان بهادر روى كار آمد كه شاعر و اديب و ادب پرور بود. او نيز به توسعه كتابخانه همت گماشت و كتاب هاى نادر و ناياب را جمع آورى نمود. در زمان وى كتاب هايى با هزينه ١٢٢٥٨ روپيه هندى خريدارى شد.
سپس نواب كلب على خان بهادر (١٢٨١ ـ ١٣٠٤ق) ـ كه خود اديب و انشاپردازى ماهر بوده و تأليفات و تصنيفاتى دارد ـ بر سر كار آمد و كتابخانه را رونق ديگرى بخشيد. او كتب نادر را جمع آورد و به كتابخانه افزود.
در زمان او با هزينه ٤٣٦٠٨ روپيه كتاب هايى خريدارى شد, براى نمونه نسخه خطى صد پند لقمان را ـ كه داراى مهر و يادداشت هاى سلاطين مغول و به خط ميرعلى هروى (٩٥٨ق) است ـ از يك نفر در بنارس به هزار روپيه خريد. در زمان نواب كلب على خان, علما و شعرا و ادبا و خطاطان و نويسندگان و اطبا و خوشنويسان و نقاشان در دربار رامپور جمع شدند و به تصنيف و تأليف پرداختند. بسيارى از نسخه هاى خطى و چاپى كه در اين دوره وارد كتابخانه شده داراى يادداشت نواب كلب على خان است و بيشتر كتاب ها به نام اين نواب تقديم شده است.
در سال ١٣٠٤ق/١٨٨٧م نواب مشتاق على خان زمام حكومت را به دست گرفت. او نيز مانند نياكانش به توسعه كتابخانه و جمع آورى كتاب ها علاقه نشان داد. ٣٢٣ جلد كتاب به مجموعه كتابخانه افزوده شد كه با ٧٨٨٥ روپيه خريدارى شد. در زمان او براى كتابخانه ساختمان جديدى بنا گرديد و بودجه جداگانه اى نيز در نظر گرفته شد.
در زمان نواب حامد على خان (١٣٠٦ ـ ١٣٤٨ق) كتابخانه به ساختمان جديدى منتقل شد. اين ساختمان در سال ١٣٠٩ق با هزينه چهل هزار روپيه تكميل شد و در سال ١٣١٠ق كتابخانه به آن منتقل گرديد و استفاده از آن براى عموم آزاد شد.
كتابخانه رضا پس از نواب حامد على خان به فرزند برومندش نواب رضا على خان رسيد و به اسم (كتابخانه رضا) معروف شد. يك سوم كتاب ها افزوده وى است. تأليفات علماى شيعه در شبه قاره
در طول چهارده قرن, كتاب هاى بسيارى را علماى شيعه در شبه قاره تأليف كرده اند كه تعدادى از آنها مفقود شده است. با اين همه با در دست داشتن تعداد زياد و اطلاعات وسيع از كتب تأليف شده در شبه قاره كه در كتاب تأليفات شيعه در شبه قاره هند جمع آورى شده, مى توان آمارهاى سودمند و متعددى از آنها تهيه كرد. اين آمارها در سنجش گستره تمدن اسلامى و نفوذ شيعه بسيار مؤثر است و بيانگر عظمت كارهاى انجام شده خواهد بود. آمار كتب چاپى و خطى
كتاب هاى چاپى شبه قاره كه در شهرهاى مختلف طبع شده و در كتاب آمده ١١٩٦٠ كتاب است و نام شهرها در كشورهاى مختلف چنين است:
هند: دهلى, لكنهو, بمبئى, احمدآباد, مرادآباد, رامپور, كانپور, فيض آباد, اجمير, عظيم آباد, سهارنپور, بنگلور, بنارس, امروهه, كلكته, غازى آباد, سيتاپور, جونپور, حيدرآباد دكن, اله آباد, آگره, مدارس, اتروله, بلندشهر, پونا, بلگرام, گوندا, بلچ پور, مظفرنگر, گوركهپور, بهار, كوپاگنج, بجنور, انباله, اعظم گره, ميرت, بريلى, نوگانوان, چندن پتى, چالندهر, پتنه, اتاوه, جى پور, زيدپور, هريانه, پرتاپ گره, سرسى, جهانسى, زنگى پور, پانى پت, فرخ آباد, جرول, هلّور, كرارى, اوده پور, باره بنگى, نونهرا, جوهرآباد, كاتيهوار, دلنه, ميسور, جارچه, گوپالپور, شاه جهان آباد, راجكوت, فتح پور, كنتور, جبل پور, چكركوت, لاركمانه, سنبهل, ناگپور, كوت اردو, سرينگر, اندور, دهردون, بدايون, سانكهنى, كهجوا, لدهيانه, عليگره, ردولى, بانكى پور, نگينه, سكهرپور, شيش گره, كامره, محمدپور, رشى كيش, چهپره, كرنال, حسين آباد, تاندا, بيجاپور, مرشدآباد, مهكر, كالانپور, اورنگ آباد, هردويى, موتك پور, نايف, سيدنگر, آده, اكبرآباد, لاركانه, پتياله, چدگام, سوناپوره, بنگال, وهالى, پهنديرى, رسول نگر, شاه ليه, گاندى نگر, رژكى, هنسوى, دربهنگه, دهديال, محمودآباد, تمل نادو.
پاكستان: اسلام آباد, لاهور, كراچى, راولپندى, حيدرآباد سند, ملتان, پيشاور, كويته, گوجرانواله, پاره چنار, جهنگ, سيالكوت, سكهر, فيصل آباد (لايل پور), وزيرآباد, شمس آباد, سكردو, كوته, نوشهره, شيخوپوره, كلگت, جهلم, بهاولپور, خيرپور, ساهيوال, خانيوال, ميانوالى, ناروال, چنيوت, شكارپور, ليّه, چكوال, مظفرآباد, ديره غازى خان, بهكر, رستم نگر, تيكسلا, هنگو, شوركوت, سرگودها, گوندا, گوجرخان, جلال پور, كهرورپكا, گوجرات, مبارك پور, باتاپور, احمدپور شرقيه.
بنگلادش: داكا
كنيا
ايران: قم, مشهد, تهران, كرمان
نايروبى
عراق: نجف اشرف.
نروژ
كويت
انگلستان: لندن, منچستر.
لبنان: بيروت.
آمريكا: ويرجينيا, نيوجرسى.
تانزانيا: دارالسلام, مومباى, بوكوبا.
كانادا: تورنتو, ونكوور.

همچنين در برخى كتب چاپى, محل نشر يا چاپ آنها مشخص نيست.
در اين مجموعه, كتاب هايى كه چاپ نشده باشند خطى تلقى شده اند, اگرچه به قرن هاى گذشته برنگردد و به صورت دست نويس نزد مؤلف باشند. كتاب هاى خطى اين مجموعه ٥٤٠ كتاب است. اين تعداد كتاب ـ به جز ١٥٠ عنوان كه دست نويس مؤلفان و كتاب هايى است كه محل نگهدارى آنها مشخص نيست ـ در مراكز زير نگهدارى مى شود: هند
كتابخانه آصفيه (لكنهو)
كتابخانه اثناعشريه (لكنهو)
كتابخانه احمد رضا خان
كتابخانه ا لدو ترقى بيورو (دهلى)
كتابخانه اصلاح دينيه (پتنه)
كتابخانه انجمن آسيايى بنگال (كلكته)
كتابخانه اميرالدولة
كتابخانه بانكى پور (پتنه)
كتابخانه پير محمد شاه (احمدآباد گجرات)
كتابخانه تحقيق و اشاعت (كشمير)
كتابخانه جامعه عثمانيه (حيدرآباد)
كتابخانه حسينيه غفرانمآب (لكنهو)
كتابخانه حكيم سيد نورالدين (امروهه)
كتابخانه حميديه (بهوپال)
كتابخانه خدابخش (پتنه)
كتابخانه دانشگاه على گره (على گره)
كتابخانه ديوبندى
كتابخانه راجه محمودآباد (محمودآباد)
كتابخانه رضا (رامپور)
كتابخانه رفعت (امروهه)
كتابخانه سالار جنگ (حيدرآباد)
كتابخانه سردار الحكماء
كتابخانه سلطان المدارس (لكنهو)
كتابخانه عام (مدارس)
كتابخانه عبدالحسين (لكنهو)
كتابخانه عمومى كلب حسين (لكنهو)
ذخيره حسن مارهروى (على گره)
گنجينه مانك جى
كتابخانه مدرسه ناظميه (لكنهو)
كتابخانه مدرسة الواعظين (لكنهو)
كتابخانه مزمل
كتابخانه ممتاز العلماء (لكنهو)
كتابخانه موزه اتاوه (لكنهو)
كتابخانه مولانا آزاد (على گره)
كتابخانه ميليشيا
كتابخانه ناصريه (لكنهو)
كتابخانه ناظر حسين كومانپورى
كتابخانه ندوة العلماء (لكنهو)
كتابخانه و اداره تحقيق مخطوطات پاكستان
كتابخانه اداره ادبيات اردو (حيدر آباد)
كتابخانه انجمن ترقى اردو (كراچى)
كتابخانه دانشگاه ادنبره (حيدرآباد)
كتابخانه دكتر زور (كراچى)
كتابخانه گنج بخش (اسلام آباد)
كتابخانه مشرقيه (پيشاور)
كتابخانه موزه ملى پاكستان (كراچى)
كتابخانه مولوى عبدالحق (كراچى) ايران
كتابخانه آستان قدس رضوى (مشهد)
كتابخانه آيت الله مرعشى (قم)
كتابخانه تخصصى اميرالمؤمنين(ع) (مشهد)
كتابخانه مدرسه علميه نرجس (مشهد) عراق
كتابخانه آيت الله كاشف الغطاء (نجف) آمار مؤلفان
تأليفات شبه قاره اكثراً به صورت فردى و گاهى به صورت گروهى انجام شده است. در ميان اين خدمتگزاران شيعه, عده اى از علماى بزرگ و محدثين طراز اول ديده مى شوند, همچنين خطباى مشهورى اند كه مستقلاً تأليف داشته اند يا متن خطابه هاى پرمحتواى آنان به صورت كتاب عرضه شده است. دامنه اين تلاش ها تا آنجا كشيده شده كه بانوانى فاضله آثارى از خود به يادگار گذاشته اند و نيز جوانانى را مى بينيم كه با سن كم مشتاقانه و آگاهانه قلم به دست گرفته اند.
از سوى ديگر تعدادى از كتب در مجموعه حاضر مجهول المؤلف است كه علت آن را در دست نبودن اصل كتاب يا منبع معرفى كننده و نبود نام مؤلف در اثر برشمرده اند كه اكثراً در كتب خطى است. البته كتاب هايى كه (هيئت تحريريه) مؤلف آن باشند مجهول المؤلف تلقى نشده اند. تعدادى از كتاب ها نيز چند مؤلفى اند كه هر كدام از آنان جداگانه به حساب آمده اند. آمار زبان هاى مختلف
تأليفات علماى شيعه در شبه قاره تاكنون به هفده زبان به دست آمده است. اكثر كتاب هاى اين مجموعه به زبان هاى فارسى, عربى و اردو هستند و اين دقيقاً به علت رواج اين سه زبان در حوزه علمى هندوستان است. كتاب هايى نيز به زبان هاى هندى, گجراتى, بنگالى, بلتسانى, سندى, پنجابى, كشميرى, دكنى, سرايكى است كه همه اينها زبان هاى منطقه اى شبه قاره است. كتاب هايى نيز به زبان هاى انگليسى, فرانسوى, سوئدى, نروژى و سواحلى به چشم مى خورد كه بيشتر در خارج از هند تأليف شده و بسيارى از آنها ترجمه است. طبق شمارشِ به دست آمده تعداد كتاب ها در هر زبانى چنين است:
اردو: ١١٥١٩ كتاب
فارسى: ٣٨٠ كتاب
عربى: ٣٣٢ كتاب
انگليسى: ١١٨ كتاب
هندى: ٦١ كتاب
گجراتى: ٤١ كتاب
سواحلى: ٢٧ كتاب
كشميرى: ٨ كتاب
بلتستانى: ١ كتاب گرايش هاى پژوهشى در تأليفات هند
گرايش هاى پژوهشى و نكته نظرهاى نويسندگان در تأليفات از نكات مهمى است كه آمار زير جهت گيرى هاى اصلى آن را در تأليفات علماى شيعه در شبه قاره هند نشان مى دهد:
١. تحقيقات علمى;
٢. نوشته هاى تحليلى;
٣. تتبع و جمع آورى مطالب;
٤. پاسخ به سؤالات;
٥. اقتباس از آثار بزرگان;
٦. ترجمه از زبانى به زبان ديگر;
٧. شرح و توضيح متون;
٨. ادبيات;
٩. كتاب كودك;
١٠. يادنامه ها;
١١. جواب مخالفان.

به سبب فعاليت مخالفان شيعه در طول تاريخ هندوستان, كتاب هاى بسيارى در پاسخ به شبهاتى كه از سوى مخالفان القا شده به چشم مى خورد, براى نمونه رديه هاى (تحفه اثناعشريه) محدث دهلوى ـ كه در پاسخ به شبهات او درباره مذهب شيعه است ـ بالاترين عدد را به خود اختصاص داده است, ذيلاً نام آنها را فهرست وار ذكر مى كنيم:
١. جواهر عبقريه, مفتى سيد عباس.
٢. تكسير الصنمين, ابوعلى خان.
٣. تحفه حنفيه, زين العابدين خان.
٤. التميز بين صواقع الكابلى وتحفة عبدالعزيز, سيد العلماء سيد حسين.
٥. ردّ تحفه ترجمه نزهه اثنا عشريه, سيد على حيدر كهجوى.
٦. رساله تكميل قرآن, سيد محمد حسين دهلوى.
٧. رساله نافعه, مقرب على زائر.
٨. النار الحاطمة لقاصد احراق بيت فاطمة(س), سيد مقرب على بن شير على نقوى.
٩. تحفة السنة, ١٥ جلد, محمد هادى رسوا لكنهوى.
١٠. تحفه منقلبه, سيد رضا الحسن نقوى.
١١. تقليب المكائد, سيد محمد قلى.
١٢. تشييد المطاعن وكشف الضغائن, ٢ جلد, سيد محمد قلى.
١٣. نزهه اثنا عشريه, ٤ جلد, احمد كامل دهلوى.
١٤. حسام الاسلام وسهام الاعلام, سيد دلدار على نصير آبادى.
١٥. غيبت الامام, سيد دلدار على نصيرآبادى.
١٦. صوارم الهيات, سيد دلدار على نصيرآبادى.
١٧. طعن الرماح, سيد دلدار على نصيرآبادى.
١٨. طرد المعاندين در جواز لعن بر مخالفين, سيد دلدار على نصيرآبادى.
١٩. عبقات الانوار, ١٠جلد, ميرحامد حسين.
٢٠. نزهة اثنا عشريه, ٢ جلد, محمد كامل دهلوى.
٢١. نفاق الشيخين بحكم الصحيحين, مفتى سيد محمدقلى. آمار موضوعات در تأليفات هند
چون در كتاب هاى اين فهرست شيعه بودن مؤلف آن در نظر بوده و از نظر موضوع تأكيدى بر اسلامى بودن آنها نبوده, لذا موضوعات كتاب ها متنوع است و از هر علمى حتى طب و كشاورزى و صنعت در آنها يافت مى شود, موضوعاتى كه به چشم مى خورد چنين است:
عقايد: شامل اصول دين, پاسخ به شبهات و جواب مخالفين.
ادبيات: شامل دستور زبان, نقدهاى ادبى و نيز متون ادبى خالص.
فقه: شامل فقه و اصول فقه.
فنون: نظير خط, آشپزى, نقاشى و… .
اجتماعى: شامل مسائل اجتماعى, مشكلات جامعه.
علوم قرآنى: شامل ترجمه قرآن, تجويد, لغت شناسى, خواص سور و آيات.
علوم غريبه: شامل رمل, جفر, اسطرلاب, سحر, كيميا.
رياضيات: شامل حساب, هندسه, جبر.
تاريخ, اخلاق, فلسفه, عرفان, حديث, شعر, جغرافى, سفرنامه, طب, طبيعيات, كشاورزى, صنعت نمايشنامه, داستان, لغت, رمان, پاسخ به شبهات, ادعيه, كتابشناسى, سياست, رجال, اقتصاد, انساب, نجوم, تفسير, منطق.
درباره موضوعات فوق گاهى به صورت مجتمع يا انتخاب چند موضوع در يك كتاب تحقيق شده و گاهى به صورت تك موضوع كتاب مستقلى درباره آنها نوشته شده است. سابقه كتابشناسيِ شبه قاره هند
معرفى كتب علماى شيعه شبه قاره طى چهارده قرن به دو صورت ضمنى و مستقل انجام گرفته است. كتاب الذريعة تأليف علامه آقا بزرگ تهرانى مفصل ترين كتاب در نوع كتابشناسى ضمنى است. در زمينه كتابشناسى مستقل كتب شيعه در هند كتاب هاى متعددى وجود دارد كه ذيلاً به تعدادى از آنها اشاره مى شود:
١. ببلوگرافيا اردو دراما, دكتر عبدالعليم;
٢. بر صغيركى اماميه مصنفين كى مطبوعه تصانيف اورتراجم, ٢ ج;
٣. تذكره بى بها;
٤. تذكرة شعراء پاكستان;
٥. تذكره شعراى دكن, ٢ جلد;
٦. تذكره علماى اماميه پاكستان;
٧. تذكره علماى اماميه پاكستان
(شمالى علاقه جات);
٨. تذكره معاصرين مالك رام, ٤ جلد;
٩. خزينة العلوم فى متعلقات المنظوم;
١٠. خمخانه جاويد, ٥ جلد;
١١. دكن مين اردو;
١٢. دهلى كه اردو مخطوطات;
١٣. سخنوران دكن;
١٤. الفهرست, سجاد ميرزا;
١٥. فهرست صديق بكدپو;
١٦. فهرست ذخيره كتب حكيم محمدموسى امرتسرى;
١٧. فهرست كتابخانه آصفيه سركار عالى, ٣ج;
١٨. فهرست كتابخانه نذيريه دهلى;
١٩. فهرست كتابيات اسلام;
٢٠. فهرست كتب;
٢١. فهرست كتب اماميه مشن;
٢٢. فهرست كتب شيعه حيدرآباد;
٢٣. فهرست كتب مصنف اردو;
٢٤. فهرست كتب مصنف وار;
٢٥. فهرست الكتب النادرة;
٢٦. فهرست مخطوطات اردو در كتابخانهخدابخش پتنه;
٢٧. فهرست مخطوطات ذخيره آفتاب;
٢٨. فهرست مخطوطات ذخيره احسن مارهروى;
٢٩. فهرست مخطوطات ذخيره شيفته;
٣٠. فهرست مخطوطات ذخيره قطب الدين;
٣١. فهرست مخطوطات كتابخانه مولاناآزاد;
٣٢. فهرست مفتاح الكنوز, پتنه, ٣ جلد;
٣٣. قاموس الكتب اردو;
٣٤. قديم اردو;
٣٥. كشف الحجب والاستار;
٣٦. مؤلفين كتب چاپى;
٣٧. محبوب الزمن تذكره شعراى دكن;
٣٨. مرثيه نگاران اردو;
٣٩. مطلع انوار. زمينه كتابشناسى شبه قاره
تحقيق و تتبع درباره تأليفات علماى شيعه در شبه قاره از سه جهت زمينه باز دارد:
١. كتاب هاى خطى بسيارى در كتابخانه هاى عمومى و خصوصى وجود دارد كه از يك سو اطلاع بر بسيارى از آنها در طول زمان صورت مى گيرد و از زواياى كتابخانه ها بيرون مى آيد و از سوى ديگر فهرست هاى موجود كتابخانه هاى خطى جهان نيز تاكنون كاملاً مطالعه نشده است. بنابر اين احتمال فزونى آمارهاى كتاب هاى چاپى و خطى بسيار است.
٢. با توجه به اقامت گسترده مردم شبه قاره در سراسر جهان به خصوص در سده اخير, شاهد كتاب هاى پر محتوا و تحقيقى بسيارى به زبان هاى مختلف از مؤلفان هندى و پاكستانى هستيم كه جمع آورى آنها كارى مستقل و مفصل مى طلبد.
٣. با توجه به گسترش روز افزون ذخاير كامپيوترى و ارتباطات سريع مراكز رايانه اى با يكديگر به خصوص شبكه جهانى اينترنت از يك سو شاهد كتاب هايى هستيم كه فقط به صورت نرم افزار منتشر شده اند و از سوى ديگر دسترسى به كتابخانه هاى بزرگ جهان و نيز مراكز علمى و مؤسسات انتشاراتى به سهولت انجام مى پذيرد; در نتيجه اطلاع از كتاب هاى بسيارى كه در آرشيوها نگهدارى مى كنند يا حتى در دست انتشار دارند بسيار آسان خواهد بود.
با در نظر گرفتن اين زمينه ها پيداست هر كتابنامه اى تهيه شود, با گذشت مدتى نياز به ملحقات و استدراك دارد تا كتاب هاى جديد به آن اضافه شود. تدوين (فهرست تأليفات شيعه در شبه قاره)
تدوين مجموعه حاضر كه حاوى ١٢٥٠٠ عنوان كتاب از تأليفات علماى شيعه شبه قاره است, طى پنج سال يعنى از سال ١٤١٥ تا سال ١٤٢٠ به انجام رسيده است. اين مجموعه معرِّف تأليفات علما, ادبا, پژوهشگران و هنرمندان از شبه قاره هند است, كه كشورهاى هند و پاكستان و بنگلادش را در بر مى گيرد. اهداف تأليف حاضر
اهداف متعددى از تأليف كتاب حاضر در نظر بوده و در نتيجه گروه هاى مختلفى از آن سود خواهند برد:
١. افراد محقق با اين فهرست از آنچه تاكنون انجام شده مطلع مى شوند و با بهره جستن از نتيجه تلاش آنان مى توانند كار پربارى عرضه كنند.
٢. كسانى كه در صدد تصحيح آثار ارزشمند گذشتگانند با اين فهرست از آثار آنان اطلاع يافته در احياى آثارشان تلاش مى كنند.
٣. مترجمان و دست اندركاران ترجمه و نشر كه گاه عمرى براى ترجمه كتابى صرف مى كنند و بعد از پايان كار مطلع مى شوند كه همان كتاب با قلمى شيواتر و اسلوبى نيكوتر قبلاً ترجمه شده و نيازى به صرف وقت و هزينه نبوده و به جاى آن مى توانستند اثر ديگرى را ترجمه و منتشر كنند; مراجعه به اين فهرست مى تواند آنان را از كارهاى انجام شده مطلع نمايد.
٤. افراد حقيقت جويى كه مى كوشند در هر بُعدى منابع اصلى را يافته, به تحقيق و مطالعه بپردازند و چهره حقيقت را با انديشه تيزبين خويش باز شناسند; اين فهرست كمك شايانى به ايشان خواهد كرد.
گفتنى است چون هدف از تدوين كتابنامه و كتاب شناخت از يك سو نشان دادن گستره بحث و از سوى ديگر عرضه انواع زحماتى است كه در راه آن موضوع به ثمر رسيده, در معرفى كتاب ها نبايد به كتاب هاى برجسته اكتفا كرد, بلكه ارائه كتاب هاى كم حجم هم الزامى است.
با توجه به اهداف مذكور و نكاتى كه خاطر نشان شد, اين كتابنامه طى مراحل ذيل تدوين شده است: شناسايى كتاب ها
براى اطلاع دقيق از نام كتاب ها به فهرست هاى قديم و جديد مراجعه شده كه از همه مهمتر الذريعة إلى تصانيف الشيعة است. مؤلف همچنين براى مشاهده كتاب ها از نزديك و دريافت اطلاعات بيشتر, جستجويى را در ايران از شهر مقدس قم در جوار حضرت فاطمه معصومه(س) آغاز كرده و با مراجعه به كتابخانه بزرگ آيت الله مرعشى و كتابخانه هاى ديگر در قم مراحل اوليه كار را پى ريزى كرده است. سپس به مشهد رفته و جستجو از كتاب هاى مد نظر را در كتابخانه آستان قدس رضوى ادامه داده است. پس از بازگشت به هندوستان تحقيق و جمع آورى را با فراغت بيشتر در زمينه اى گسترده تر ادامه داده و به شهرهاى بزرگ هند مسافرت كرده است.
ابتدا به شهر لكنهو سفر كرده و با اقامت در آن شهر از كتابخانه مير حامد حسين صاحب عبقات, كتابخانه مم